(moon-shot) مون_شات 

در ابتدا به این می پردازیم که مون شات چیست و از کجا آمده است. مون-شات، پرواز از زمين به سوي ماه و پاي بر کره ی ماه گذاردن است كه در سال ١٩٦٩ توسط آپولو-١١ صورت گرفت و با اولين پرواز به ماه، استفاده از اين واژه در واژگان روزمره متداول شد. تعريف فوق تعريفي تحت اللفظي از اولين كاربرد رسمي اين واژه در تاريخ علم نجوم است. اما مون-شات معنايي فراخ تر و گسترده تر از آنچه در اينجا مطرح شد نيز دارد. معنايي كه بيانگر نوعي اراده و خواست انسانِ توانا و مدرن در درون خویش است. پروژه ي مون-شات بر مبناي قدرتِ خواست و اراده ي آدمي در به كار گرفتن فهم خود از دانش خويش در جهان است. انسان همانا اراده كرد كه پاي بر ماه بگذارد و اولين حركت فرازميني و گسترده اش را رقم زد و با تلاش و برنامه ريزي و آگاهي خود توانست تا نتيجه ي اراده اش را به وضوح مشاهده كند. مون-شات محصول اين اراده ي فراخ آدمي در گستره ي زندگي روزمره اش است. حال مون-شات ديگر اصطلاحي نجومي صرف نميتواند باشد و استعاره ايست از به نتيجه رساندن عملي رويايي در بستري واقعي. عملی که رییس جمهور وقت آمریکا زمانی که هنوز امکانات لازم برای چنین سفر شگفت آوری به ماه نبود، اراده کرد و این عمل به نتیجه رسید. عملی که اگر هر پروژه ی انضمامی و واقعی دیگر، از چنین اراده و پشتکاری برخوردار باشد، قاعدتا به نتیجه خواهد رسید.
هدف از این مقاله، شرح و تفسیرِ برنامه هایی از توسعه است که می تواند مسبب این باشد که توسعه اقتصادی – اجتماعی، محصور شده، ایران به سطح کشورهای جی۸ در پانزده سال آینده، جهش پیدا کند.
راه دستیابی به توسعه سریع اقتصادی در ارزشمندترین ذخایر بکر و استفاده نشده ایران نهفته است، از جمله جوانانی با تحصیلات بالا و توانمند که بسیاری از آنها ایران را ترک کرده اند و دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی تحصیلاتشان را در جای دیگر به ثمر می رسانند. یک برنامه ی توسعه ی دقیق، گسترده و زود بازده، می تواند این گروه اثرگذار بر منافع ایران را به کار گیرد، اما مسئله این است که پیش از آنکه آنها سالخورده شوند طرحی مناسب برای فعال کردن کامل تواناییهای آنها و تبدیل کردن این استعداد بالقوه به یک مسئولیت اقتصادی برای کشور، ارائه و مهیا شود.
ایران شاملِ یکی از بهترین جمعیت های تحصیکرده ی جهان است و در طی سی سال گذشته، این کشور بالاترین سطح فرار مغز را در جهان داشته است. این گروه از ایرانیان مهاجر، به طور کلی، در جایگاه موفق ترین جمعیت از مهاجران کشورهای میزبانشان قرار گرفته و توانمندی بالایی برای کارآفرینی و موفقیت اقتصادی از خود نشان داده اند. بخش عظیمی از این روحیه ی کارآفرینی از فرهنگ ایرانی سرچشمه می گیرد؛ از جمله اینکه برای کسب اعتبار بیشتر، استانها و فرهنگهای متفاوت بومی در ایران گرایش جدی به رقابت کردن در حوزه های اجتماعی و اقتصادی دارند. برای مثال، رقابت میان شهرهای لار و اهواز به توسعه هر چه سریعتر هر دو شهر کمک کرده است. این نوع رقابت، که در بین بسیاری از استانها و جوامع ایران دیده می شود، در صورتی که بتواند به طور مؤثر هدایت شود، پتانسیل عظیمی برای توسعه سالم اقتصادی و اجتماعی ایجاد می کند. اگر این رقابت در استانها و نواحی مختلف ایران رخ بدهد، آنها می توانند از منابع منحصر به فرد و خلاقیت ساکنان خود استفاده کنند تا استانهایشان در مسیر سالم شکوفا شدن و رشد کردن قرار بگیرد. رشد کارآفرینی محلی و منطقه ای کلید توسعه فزاینده هر اجتماعی است. مسئله ی ایران مانند دیگر نقاط جهان، فهم این نکته است که چگونه می توان به مناطق استانی این اختیار را داد تا منابع خود را به روشی سازمان یافته و استراژیک به کارگیرند. پروژه مونشات (Moonshot) برای تحقق بخشیدن به این هدف طرحی را فراهم آورده است.
پروژه مونشات یک طرح پانزده ساله ی توسعه با هدف دگرگونی کامل ایران در هر دو حوزه اقتصادی و اجتماعی است. این پروژه با ادغام کامل ایران در بازار جهانی و افزایش قدرت خرید روزانه ایرانیان مانند همتایانشان در دیگر کشورهای پردرآمد، به ثمر خواهد رسید. سازگاری با بازار جهانی در این سطح و افزایش قدرت خرید مردم باعث می شود که کارگر ایرانی بتواند به مدت دو هفته به اروپا و یا دیگر نقاط جهان برای سپری کردن تعطیلات سفر کند و فرزندانش را به مدرسه دلخواهشان بفرستد و از آسایش زندگی در سطح متوسط و رها از دغدغه و محرومیت، لذت ببرد. برای دستیابی به این اهداف، برنامه ای جامع و اراده ای جمعی برای تحمل دشواری ها و سختیِ کار، و همچنین تعهد اجتماعی نیرومند لازم است. بنابراین ما یک دوره توسعه تقسیم شده به مراحل سه تا پنج ساله آنچنان که در ذیل ذکر شده است را در نظر داریم

مرحله نخست: بازسازی و ثبات

نخستین دوره پروژه مونشات به بازسازی اقتصاد ایران برمبنای مدلی اقتصادی، عقلانی و پایدار، مبتنی بر بازار و همراه با تاکید بر شفافیت، نظارت و تعادل اختصاص خواهد یافت.
مرحله اول از جهتی سیاسی است که با اقداماتی در عرصه سیاست بین الملل صورت خواهد گرفت، چون ایران برای ادغام مجدد در جامعه جهانی باید گامهایی بردارد و برای این مهم می بایست سه هدف معین و مهم را دنبال کند: تکمیل عضویتش در سازمان تجارت جهانی (WTO)، عادی سازی روابط و ازسرگیری اتحاد با ایالات متحده آمریکا و دیگر ملل جهان، و شناسایی کشور اسرائیل. علاوه بر این، ایران باید به سرعت حمایت از سازمانهای تروریستی را پایان دهد و مطابق با معیارها و اصول حقوق بین المللی رفتار کند. این امر باعث می شود ایران بتواند به بازارهای بین المللی و سرمایه دسترسی پیدا کند که برای توسعه بسیار لازم است.
در عین حال، ایران برای جواب دادن به امور داخلی اش تلاش خواهد کرد. در حال حاضر حکومت متمرکز و ایدوئولوژی محور ایران، شبکه های به هم فشرده ای از سلایق شخصی را به دور مراکز قدرت گرد آورده است، و افراد متصل به این شبکه در پی اهداف شخصی ای هستند که قدرت و ثروتشان را بیشتر کند. در نتیجه، حکومت توسط حلقه ی کوچکی از افرادِ زورمند؛ که هیچ همدلی ای با منافع شهروندان ندارند، کنترل می شود. نظارت بی طرفانه از سوی قوانین نظارتی و اقتصاد به معنای دقیق کلمه در حال حاضر در ایران موجودیتی ندارد. شرکتهای خصوصی و نهادهای صنعتی به حیات خود ادامه می دهند اما نه بر طبق توانایی عرضه محصولات خود در بازار، بلکه از آن جهت که به مرکز قدرت متصل هستند. بنابراین، حکومت به کارفرما و آخرین مرجع، تبدیل شده است و یک شبکه گسترده و در هم پیوسته از مشاغل بزرگ و کوچک که ماهیت اقتصادی درستی ندارند را مدیریت می کند.
برای مقابله با این رویداد، ما به تدوین برنامه های عملی ای نیاز داریم که تصمیم و اراده آنها، خاتمه دادن به این اقتصاد درون شبکه ای و فاسد است. اما باید بدانیم که عملیاتی کردن این امر مهم، اثری جدی بر زندگی مردم خواهد داشت، بنابراین برنامه های عملیِ ما باید کمترین تاثیر منفی را بر رفاه اجتماعی مردم داشته باشد. برای به حداقل رساندن تاثیرات اجتماعی بر مردم و احیای اقتصادی ایران، دو مجموعه از اقدامات و برنامه های جداگانه نیاز است.
علاوه بر هر کوششی برای بهبود نهادهای دولتی موجود، برای راه اندازی نهادهای صالح و کارآمد جدید، زمان و سرمایه لازم خواهد بود. بنابراین ایجاد ساختارهای حکومتی جدید یا تازه کردن آنها برای اداره، اجرا و ارائه خدمات اجتماعی و رسیدگی اجتماعی ضروری است. به گمان من، بهترین راه برای انجام این امر ایجاد حکومتی دولبه با دو سطح از کارایی است. در چنین سیستمی، حکومت مرکزی، وظیفه ی تنظیم و نظارت بر خدمات اجتماعی که توسط حکومت محلی ارائه خواهد شد، را دارد. حکومت های محلی، همچنین برای به عهده گرفتن پروژه های کارآفرینی محلی و منطقه ای به سرمایه دسترسی لازم را خواهند داشت؛ این تحولی ضروری و بسیار مهم برای بیان روایاتی نوین از تحولات اجتماعی خواهد بود.
توسعه دولت های جامعه-محور با فرایندی آزمون-محور حداقل در ده موقعیت متفاوت آغاز خواهد شد. گروههایی از فارغ التحصیلان دانشگاه و دانشجویان، متخصص در زمینه های متفاوت، از جمله جامعه شناسان، انسان شناسان فرهنگی، اقتصاددانان، روزنامه نگاران، کارگرهای اجتماعی، بازرگانان و کارآفرینان به نواحی و مناطق دهگانه اختصاص داده خواهند شد تا یک پایگاه شناسایی تشکیل دهند و اطلاعات لازم را از شهروندان مطلع، برای هدایت و مستندسازی فرایند نوسازی، جمع آوری کنند و در جهت ایجاد روایت نوینی از موفقیت استفاده کنند. این فرایند که پیش روی نخبگان جامعه قرار می گیرد، هم شرایط فعالیت جمعی و تصمیم گیری جامع را فراهم می آورد و هم بر آزادی فردی و کارآفرینی تاکید خواهد داشت. در این صورت همه ی انجمن های کوشا، تجارب خود را به اشتراک می گذارند و دانشی کارآمد را گسترش می دهند.
پس از بنیان گذاری ساختار حکومتی دو لبه با محوریت مرکز و نواحی پیرامون، نهادهای کهنه می توانند همچون منابع ذخایر انسانی در تمام مدتی که نهادهای جدید امکان به کارگیری از تمام کارگران شایسته و با تجربه را دارند، به کار گرفته شوند. این موسسات جدید به کارمندان خود دستمزد مناسب پرداخت خواهند کرد، و در عوض تاکید آنها بر قدرت تولید بالا و ثمربخش و همچنین صداقت خواهند بود. آنها به تدابیری برای تعیین مقرارتی به دور از تبعیض و عاری از فساد، نیاز دارند. در حقیقت، شعاری با این مضمون که: «هیچ رفتار فساد آمیزی، قابل تحمل نیست»، لازم است و بایستی بارها و بارها تکرار شود. همچنین برای حفظ سرمایه های ملی از احتمال فساد و اطمینان بخشیدن به سرمایه گذاری، یک بنگاه یا صندوق اعتماد ملی تاسیس خواهد شد و کلیه دارایی های بلندمدت دولت برای حفظ و نگهداری ایمن به آنجا منتقل می شود.
اخراج کارگران و حذف بی چون و چرای آنها از نهادهای دولت مرکزی کنونی، گزینه ای نیست که هر جامعه ای پذیرای آن باشد بنابراین حکومت مرکزی کنونی به مجموعه گوناگونی از روشهای انحلال نیاز دارد به این صورت که طی پنج سال نخست و فاز اول توسعه، به طور کامل منحل شده و فسخ و انحلال کاملش را به تصویب برساند و برخی از کارمندانی که در حال حاضر در حکومت مرکزی فعلی به کار گمارده شده اند بتوانند با در نظر گرفتن توانایی اشان در دفتری مشابه در دولت جدید؛ چه بخش مرکزی یا محلی آن، مشغول به کار شوند. اما کسانی که توانایی لازم برای جذب در کارهای مربوطه را ندارند، با سرمایه ها و اعانه های دولتی، برای کسب و کارهای جدید تعلیم و آموزش خواهند دید و یا از سوی دولت محلی؛ موقعیت لازم برای یافتن شغل برای آنها فراهم خواهد شد.
بازسازی اقتصاد سیاسی ایران تأثیر شگرفی بر جامعه خواهد داشت. البته، پیش از امکان تحقق این فعل مهم، آموزش عمومی موثر و ارتباط برقرار کردن با پروژه مون-شات باید در اولویت قرار گرفته شوند. شهروندان باید به روشنی موضوع پروژه مون-شات را بفهمند تا بتوانند از آن حمایت کنند، و کسانی که به بیرون از مشاغل دولتی منتقل می شوند باید از سیستم پشتیبانی موجود که آنها را به مشاغل جدید منتقل می کند، آگاه باشند.
همزمان با خلع ید دولت مرکزی، دارایی ها (سهام) تجاری اش به آهستگی در یک فرآیند شفاف به بخش خصوصی ایران منتقل می شود که شرایط فساد و ثروت اندوزی از هزینه های عمومی فراهم نشود. درآمد حاصل از فروش به طور کامل در جهت سود ملی، به صندوق اعتماد ملی خواهد رفت. هدف از این فرآیند یافتن تیم های مدیریتی باتجربه برای ایجاد نهادهای تجاری سود آور و اداره آنها خواهد بود. همه ی تعهدات مانند حقوق معوقه کارگران و مزایای به تعویق افتاده، به درصد سود مالکیت تبدیل خواهد شد و این مشاغل به متقاضیان ایرانی و غیر ایرانی اش به طور یکسان پیشنهاد خواهد شد، اما ایرانی ها در اولیت قرار دارند.
تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۱۷ حدود ۴۳۰.۷ ملیارد دلار گزارش شده است که در برابر نرخ قدرت خرید، نرخ ارزی که برابر با ارزش تمام محصولات و خدماتی است که در کشور تولید شده اند معادل قیمتهایی است که در آمریکا حدود ۱.۶۴ تریلیون دلار هستند. این شاخصه ها نشان دهنده آن هستند که قدرت خرید ایرانی ها نسبت به آمریکایی ها بسیار پایین تر است، و این یکی از شاخصه های فقدان سلامت در نظام مالی ایران است. من باور دارم که اگر اصلاحات اقتصادی و نهادهای مالی که پیشتر توضیح داده شد، انجام شوند در برنامه پنج ساله نخست، فاصله میان تولید ناخالص داخلی و برابری قدرت خرید به سرعت کاسته خواهد شد. این نوگرایی سبب رشد سریع اقتصاد ایران خواهد شد، اما دولت نیاز دارد تا بسیار هوشیار باشد و اطمینان حاصل کند که منافع این تغییر رویکرد به صورت منصفانه بین شهروندان توزیع شدنی خواهد بود.
در پنج سال نخست پروژه مون-شات باید تمام مظاهر بومی فساد اجتماعی و اقتصادی در کشور خاتمه یابد و موسسات نیرومند نظارتی ایجاد شود. اما این امر بدون پشتیبانی رسانه های اجتماعی به صورت مکمل، مستقل، آزاد و نیرومند که در تضمین شفافیت و پخش صدای همه ی عقاید سیاسی نقش داشته باشد، انجام شدنی نیست. بنابراین محدودیت های آزادی بیان و روزنامه نگاری باید برداشته شود.
طبق سیستم جدید، دولت مرکزی مقررات معقولی را بنیان و اجرا خواهد کرد. خدمات اجتماعیِ دولت، نامتمرکز، کافی، فراگیر و موثر خواهد بود. برای دستیابی به این اهداف به ستادهای ارتباطی بسیار موثر بین دولت و ملت نیاز است تا این اطمینان ایجاد شود که جمعیت کشور بسیار مطلع هستند و اخبار را به اشتراک می گذارند. هنگامی که ملت به این سطح از آگاهی دست برسد، صحنه برای توسعه اجتماعی- سیاسی آماده است، اما بدون دولتی توانمند و نهادهای اجتماعی که از سوی مردم قابل اعتماد باشند، چنین پیشرفتی محال است و ما هرگز نمی توانیم به اهدافمان برسیم.

مرحله ی دوم: همپوشانی جمعیتی

رهیافت ما در جهتِ توسعه ی اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی پویا و در حال توسعه است. برای انجام این مهم ما باید به دانش مربوطه دسترسی داشته باشیم که شامل نیاز به جوانان تحصیل کرده و همچنین استفاده از تجربه ی موجود در سطح جامعه است.
پس از این که ده دولت نخست محلی ایراداتشان را برطرف کردند، ما به طرف رشد و توسعه اقتصادی دولتهای محلی در سراسر کشور -حدود ۳۰۰ مجموعه به طور کلی- پیش خواهیم رفت. آنها در گروههای صدتایی تقسیم می شوند که دانش خود را با دیگری به اشتراک می گذارند و از توسعه ی دیگری حمایت می کنند.
برای اینکه یک اقتصاد نیرومند جامعه-محور تدارک دیده شده و توسعه یابد، ما نیاز به فهم واقعی و عینی از استعدادها و پتانسیل های فرهنگی- اجتماعی ایران و همچنین نقاط ضعف آن داریم.

نقاط قوت _

اول:  ایران دارای جوانان تحصیل کرده فراوانی است که مشتاق مشارکت در توسعه ی اقتصادی پایدار کشور هستند
دوم:  حدود دو تا سه میلیون ایرانی در سراسر جهان پراکنده اند که بسیاری از آنها ثروتمند و تحصیلکرده هستند، و شمار قابل توجه ای از آنها بسیار شیفته ایران و هویت اجدادشان می باشند و این گروه می توانند نقشی کلیدی در انتقال دانش و سرمایه برای پروژه هایگوناگون توسعه ایفا کنند
سوم:  ایران به عنوان تولید کننده نفت و گاز، باید ثروت کافی برای سرمایه گذاری در همه ی پروژه های متعارف را فراهم کند
چهارم:  بنادر مناسب و امکانات حمل و نقل شبکه ای درسرتاسر کشور، موجود و کافی است اما پیشرفت های آینده باید مطالعه شوند
پنجم : فرهنگِ رقابت جو، میان افراد و نواحی مختلف کشور، برای روند رشد اقتصادی کار آفرین می تواند مفید واقع شود
ششم:  در طی سده ها، کارگران ایرانی نشان داده اند که با محیط کار سازگار هستند، آنها با داشتن سطح بالایی از مهارت و فداکاری برای بهبود کیفیت کار کوشیده اند

:آسیب پذیری ها و کمبودها_

اول:  کمبود منابع آب به یک مشکل همه گیر ملی تبدیل خواهد شد، و بر بخش های گوناگون جامعه تاثیر خواهد گذاشت.
دوم:  از سویی فقدان روایت موفقیت در تاریخ در جوامع مدرن ایرانی وجود دارد و از سوی دیگر خودپسندی فریبنده گذشته ی شکوهمند، جانشین فداکاری برای ساختن آینده و حرکتِ رو به جلو می شود.
سوم:  بازارهای سرمایه در جوامع محلی وجود ندارد.
چهارم:  طبقه اجتماعی مهم شمرده می شود و بر حقوق افراد تاثیر می گذارد اما طبقات اجتماعی و حقوق افراد به درستی تقسیم و تفکیک نشده است.

:چیرگی بر کمبودها_

ایران در حدود ۸۵ میلیون نفر جمعیت دارد و برای چنین جمعیتی کمبود آب همیشه تاثیر منفی و بازدارنده ای بر هر گونه ای از توسعه خواهد داشت. کارشناسان توسعه متذکر شده اند که منابع آبیِ جاری نمی تواند منبع قابل اعتمادی برای جمعیتی بیش از ۴۰ میلیون نفر باشد.
بنابراین، ما باید بکوشیم تا روشی جدید برای رونق بخشیدن به ایران و راهی تازه برای زندگی ایرانیان در نظر داشته و در مسیر توسعه قرار بگیریم. ایران حدود دوهزار و صد کیلومتر خط ساحلی [از خرمشهر تا بندر گواتر در سیستان و بلوچستان] دارد، اما به نظر می رسد که به لحاظ تاریخی سواحل خلیج فارس و دریای عمان بسیار بلااستفاده و نامطلوب بوده اند. تحمل آب و هوای گرم و مرطوبِ تابستان برای مردم کوه نشین ایران تحمل ناپذیر بود؛ تا این حد که مجرمان برای گذراندن مجازاتشان برای چند سالی محکوم به زندگی در آن نقاط بودند. ایرانیان هرگز هیچ تمایلی به سفرهای دریایی را در سر نپروراندند، آنها برای نخستین بار در قرن هفدهم با کشتی های اروپایی که برای دادوستد در بنادر جنوبی جمع شده بودند مواجه شدند؛ و هرگز هیچ علاقه ای به آموختن ناوبری یا اقیانوس نوردی از خود نشان ندادند. ایرانیان به اروپاییان همچون انسانهایی بی دین و آزمند، کسانی که برای طلا هر کاری می کنند، می نگریستند و باور نداشتند که می توانند از آنها چیزی بیاموزند.
این نگرشِ ایرانیان و شرایط اقیلمی خشن، سبب توسعه نیافتگی این بخش از کشور بود، اما امروزه وضعیت جغرافیایی جنوب کشور به معنای فرصت در نظر گرفته می شود، این فرصت می تواند به مثابه مرزی باشد که از تراکم جمعیت شمال کشور که آب های زیرزمینی را استفاده می کنند بکاهد. سواحل ماسه ای زیبا، آبهای گرم خلیج فارس و وجود بعضی از جاذبه های مهم تاریخی و زمین شناسی به این منطقه پتانسیل گردشگری عظیمی را می دهد، مخصوصاً برای کسانی که ساکنِ عرض های شمالی سردتر هستند.
آبهای گرم سواحل جنوب ایران همچنین پتانسیل بالایی برای آبزی پروی دارند. در حال حاضر، اقیانوس هند و ساحل شرقی آفریقا منابع شیلات جهان هستند و صنعت شیلات محدود به محدوده آنهاست. اما ملل جهان در حال یادگیری چگونگی توسعه آبزی پروری پایدار هستند و ایران هم می تواند در آن شرکت کند. توسعه ی گردشگری و آبزی پروری همچنین می تواند انگیزه و میل به گسترشِ صنعت دریا نوردی را پدید آورد. ساخت و نگهداری قایق های تفریحی و قایق های کوچک می تواند از صنایع بسیار پرسود برای کارآفرینان منطقه باشد.
این پتانسیل ها تنها می توانند با حمایت افرادِ با انگیزه و دولتی که نیازهای اساسی زندگی -از جمله تدارک نخستین و مهمترین نیاز، آب شیرین- را فراهم آورد، محقق شود. موارد زیر برای رسیدن به یک استاندارد اساسی لازم است.
۱. پرورش گیاهان نمک زدا و پروژه آبیاری جوی، برای تولید آب شیرین: گیاهان (جوی) در امتداد خطوط ساحلی می توانند برای پروژه های کشاورزیِ خرد و کلان و زندگی محلی بسیار معقول و مناسب باشند. رطوبت بسیار زیاد هوا می تواند یک منبع کم هزینه ی بسیار مناسب برای آب شیرین باشد که می تواند از طریق جمع کننده مه و یا فن آوری های پیشرفته تر جمع آوری شود.
۲. صنعت تبرید قوی برای تأمین خنک سازی خانه ها و تبرید صنعتی برای محصولات.
۳. خطوط هوایی مدرن و قابل اعتماد: هم صنعت گردشگری و هم صنعت حمل و نقل غذاهای دریایی و سایر محصولات کشاورزی نیاز به یک سیستم حمل و نقل هوایی سریع، ارزان و قابل اعتماد دارد. خوشبختانه، بین صنعت گردشگری و حمل و نقل مواد غذایی فاسد شدنی، همکاری وجود دارد تا مشاغل محلیِ عادی بتوانند به بازارهای جهانی دسترسی داشته باشند و همچنین سرمایه گزارهای محلی از این مشارکت بهره مند خواهند شد.
۴. صنعت بزرگ هتل داری و در نظر گرفتن گزینه های متعدد برای هر درآمدی.
۵. زیرساختهای قابل اعتماد شهری
بر اساس برآورد من، مهاجرت به خطوط ساحلی جنوب، نیاز به ساخت حدود ۱۴۰ ناحیه در امتداد ۲۱۰۰ کیلومتر ساحل خواهد داشت. چالش های طبیعی و اقلیمی بسیاری در این مسیر وجود دارد که باید بر آنها غلبه کرد ولی در نهایت این نواحی برای رونق یافتن بسیار توانا هستند، اگر شیوه ای نوین از زیستن را در آن اتخاذ کرد و به ساکنان آن یاری رساند تا با جهان طبیعی پیرامونشان در هماهنگی قرار بگیرند. این امر یک تحول بزرگ اجتماعی- اقتصادی خواهد بود و همچنین فرصتی است برای ایران که پیشروی کند و به یک قطب پایدار در جهان تبدیل شود.
هیچ طرحی از توسعه نمی تواند موفقیت آمیز باشد اگر منابع اشتغال زایی معقول و گذران زندگی راحت در کشور در دسترس نباشد. در واقع بدون دسترسی کافی به آب، توسعه ایران غیر ممکن خواهد بود. تشویق ایرانیان به کوچ کردن از سفره های موجود آب در مناطق شمالی و هماهنگ شدن با اقلیم های دیگر برای زیستن، یک ضرورت برای پروژه مون-شات است.

مرحله ی سوم: اشاعه، پایداری و توسعه ی مداوم

. پرورش گیاهان نمک زدا و پروژه آبیاری جوی، برای تولید آب شیرین: گیاهان (جوی) در امتداد خطوط ساحلی می توانند برای پروژه های کشاورزیِ خرد و کلان و زندگی محلی بسیار معقول و مناسب باشند. رطوبت بسیار زیاد هوا می تواند یک منبع کم هزینه ی بسیار مناسب برای آب شیرین باشد که می تواند از طریق جمع کننده مه و یا فن آوری های پیشرفته تر جمع آوری شود.